ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

240

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

يوم دوشنبهء بيست و سيم : بعد از ناهار « 1 » چند نفر از بزرگان و دوستان صاحبى ايلچى به ديدن آمده از هر جا صحبت مىداشتند ، تا اينكه گفتگو در باب هداياى پادشاهى در ميان آمد . صاحبى ايلچى به وضعى كه مىدانستند تفصيل آنها را بيان كردند . آنها مذكور نمودند كه هر گاه از جانب شاهنشاه عالم‌پناه ايران ، نشان مرصعى كه نشانهء زيادتى دوستى و يكرنگى است ضميمهء اين هدايا مىبود بسيار به‌جا و به موقع بود . صاحبى ايلچى از مفاد كلام ايشان چنين يافتند كه گاه باشد از دولت اشاره‌اى در اين باب شده باشد ، افسوس مىخوردند كه كاش نشانى از شاهنشاه جمجاه همراه داشتيم و ضميمهء هدايا مىنموديم . بعد از زمانى آنها به منزل خود رفتند ، و صاحبى ايلچى قدرى گردش نمومده آن روز به شب رسيد و امر ديگر واقع نبود كه تحرير شود . يوم سه‌شنبهء بيست و چهارم : بعد از ناهار « 1 » و ملاحظهء درس و مشق انگريزى ، صاحبى ايلچى قدرى گردش نمودند . اين شب در خانهء لاردكلرك ، ايلچى بزرگ دولت انگريز موعود بودند . ساعت پنج از ظهر گذشته روانهء آنجا شدند . به ورود خانهء او ، لارد مذكور با جمعى از بزرگان انگريز سر راه آمده ، لوازم عزت و احترام به جاى آورده ، داخل خانه شدند . در آنجا به قدر دويست نفر بزرگان و اعيان روس و ايلچيان همهء قرال‌ها كه در پتربورغ بودند ، حضور داشتند ، همگى رسم تعارف و احترام با صاحبى ايلچى به جاى آورده ، ساعتى نشسته به صحبت مشغول و بعد در سر ميز كه مكان صرف غذا مىباشد رفتند . لارد مذكور ميزى گسترده بود در كمال آرايش و آراستگى ، اسباب طلا و نقره و ظروف بلور و بارفطن و شمعدان‌ها و چلچراغها و گلدان‌ها ، در روى ميز چيده و گذارده بود ، و اساسى برپا داشته بود ، كه بدون اغراق چهل پنجاه هزار تومان قيمت آن اسباب به‌نظر مىآمد و از مأكولات آنچه به آئين ايشان به خاطر مىرسيد در آنجا موجود و آماده ساخته بود . تمامى خلق [ حاضر ] بر سر ميز نشسته ، ظروف و اسباب طلا و نقره نزد هر يك گذاشتند و مشغول صرف غذا و صحبت بودند ، تا اينكه مدت زمانى گذشت و غذا صرف كرد . بعد از آنجا برخاسته به مكان اول رفتند . در آنجا ساعتى توقف كرده ، معاودت به منزل نموده ، استراحت كردند . يوم چهارشنبهء بيست و پنجم لغايت جمعه بيست و هفتم : در منزل به سر مىبرديم و امرى كه توان تحرير نمود واقع نبود . روزى صاحبى ايلچى قدغن نمودند كه بيدق شير و خورشيدى از پارچهء ممتاز ، سرانجام كرده باشند كه هنگام برپا كردن اساس استقبال ، همراه باشد و به نحو فرمودهء ايشان ، كاركنان سعى در اتمام آن نموده ، بيدق بسيار خوب ممتازى سرانجام و آماده نمودند . ديگر امرى روى نداد . يوم شنبهء بيست و هشتم : بعد از صرف ناهار « 1 » گراف نسل رود وزير و كنيارساله قف كه پرنس و عمله بزرگان و صاحب چندين نشان بود و جنرال نكرى ديلماج كه از اهل كريك است و حال به‌علت ديلماجى اعتبار بسيار در اينجا به هم رسانيده ، به ديدن صاحبى ايلچى آمدند و بسيارى از مراتب رأفت و محبت پادشاه را نسبت به صاحبى ايلچى بيان نمودند ، و دستورالعملى از سركار پادشاهى آورده به دست صاحبى ايلچى دادند كه پادشاه حكم

--> ( 1 ) - متن : نهار .